رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام اخیر خود، با ترسیم مرز میان «نقد خیرخواهانه» و «تخریب»، بر ضرورت تداوم مطالبهگری مسئولانه با هدف حفظ انسجام ملی و صیانت از اعتماد عمومی تأکید کردند.
پیام شب گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره جایگاه نقد، نسبت آن با اعتماد عمومی و ضرورت حفظ انسجام ملی، به یکی از محورهای مهم تحلیلهای سیاسی و رسانهای تبدیل شده است، به این بخش از سخنان، از آن جهت توجه شد که در عین تأکید بر ضرورت انتقادپذیری، برای نقد مسئولانه مرزهای روشن و صریحی ترسیم میکند؛ مرزهایی که بر پایه انصاف، عدالت، خیرخواهی و صیانت از وحدت اجتماعی استوار است.
رهبر انقلاب در این فراز، ضمن تأکید بر تداوم اعتماد مردم به مسئولان دلسوز در هر سه قوه، مردم را به هوشیاری و حضور فعال در میدان فرا میخوانند، این تعبیر، نشان میدهد که از نگاه ایشان، جامعه نباید در برابر مسائل کشور منفعل باشد، بلکه باید با بصیرت، حساسیت و مراقبت نسبت به منافع ملی حرکت کند، در عین حال، این هوشیاری با بیاعتمادی، تخریب و دوقطبیسازی متفاوت است، چراکه در همین بیان، از نقد دلسوزانه نیز بهعنوان امری مطلوب یاد میشود.
جایگاه منتقدان دلسوز
یکی از نکات برجسته این رهنمود، به رسمیت شناختن جایگاه منتقدانی است که از سر خیرخواهی و دغدغهمندی نسبت به عملکرد برخی مسئولان، انتقاداتی را مطرح میکنند، در این نگاه، این دسته از افراد نهتنها طرد نمیشوند، بلکه بخشی از سرمایه اجتماعی کشور به شمار میآیند، این رویکرد، در برابر نگاههایی قرار میگیرد که هر انتقاد را معادل دشمنی یا همصدایی با بیگانه تلقی میکنند.
به باور تحلیلگران، رهبر انقلاب با این بیان، بار دیگر بر این نکته تأکید کردهاند که نقد، اگر در مسیر درست قرار گیرد، میتواند موجب رونق و شکوفایی امور شود. از همینرو، مسئله اصلی، حذف نقد نیست، بلکه هدایت نقد به مسیر درست است، نقدی که از سر دلسوزی بیان میشود، میتواند به اصلاح ضعفها، ارتقای عملکردها و افزایش کارآمدی منجر شود، اما همان نقد، اگر از عدالت و انصاف جدا شود، به جای اصلاح، به تخریب بدل خواهد شد.
شرط اول: پرهیز از ظلم و تهمت
با این حال، در همین چارچوب دو شرط مهم برای نقد مطرح شده است، نخست آنکه انتقاد نباید به ظلم بر بیگناهان منتهی شود. این شرط، ناظر به رعایت انصاف، پرهیز از تهمت، برچسبزنی و نسبت دادن اتهامات اثباتنشده است. در فضای رسانهای و سیاسی، گاه دیده میشود که مرز میان نقد عملکرد و تخریب شخصیت از بین میرود و همین مسئله به جای اصلاح، موجب فرسایش اعتماد عمومی میشود.
تأکید بر پرهیز از ظلم، در حقیقت هشداری است نسبت به خطر قضاوتهای شتابزده و سخنان نادقیق که میتوانند حیثیت افراد و اعتماد جامعه را تحت تأثیر قرار دهند. ممکن است یک منتقد، با انگیزهای خیرخواهانه سخن بگوید، اما اگر در بیان خود از دقت، سند و عدالت فاصله بگیرد، نتیجه کار او دیگر نقد نخواهد بود، در چنین وضعی، نهتنها مسئلهای حل نمیشود، بلکه شکافهای جدیدی نیز در افکار عمومی ایجاد میشود.
شرط دوم: حفظ وحدت و انسجام اجتماعی
شرط دوم، حفظ وحدت و انسجام اجتماعی است، در شرایطی که کشور با تهدیدهای بیرونی، جنگ رسانهای و فشارهای ترکیبی روبهرو است، اختلافنظرهای داخلی نباید به شکافهای فرساینده و دوقطبیهای کاذب تبدیل شود. از این منظر، اختلاف بر سر روشها، رویکردها و عملکردها، امری طبیعی و حتی لازم است، اما این اختلافها باید در چارچوب گفتوگوی مسئولانه باقی بماند و به ازهمگسیختگی اجتماعی منجر نشود.
به همین دلیل، رهبر انقلاب تأکید میکنند که نقد باید بهگونهای باشد که هم امکان اصلاح را فراهم کند و هم سرمایه وحدت را حفظ نماید، این نگاه، در واقع دعوت به عقلانیت سیاسی است؛ یعنی پذیرش این واقعیت که جامعه پویا، جامعهای بدون اختلاف نیست، اما جامعه موفق، جامعهای است که اختلاف را مدیریت میکند، نه اینکه آن را به بحران تبدیل کند، از این زاویه، وحدت ملی نه به معنای حذف صداهای متفاوت، بلکه به معنای تنظیم اختلافها در چارچوب منافع مشترک است.
مسئولیت رسانه و صاحبان تریبون
در تحلیل این بخش، مسئولیت رسانهها و صاحبان تریبون نیز برجسته شده است، کسانی که در فضای عمومی سخن میگویند و از امکان تأثیرگذاری گسترده برخوردارند، باید بیش از دیگران مراقب باشند که سخنانشان به بیاعتمادی، تشویش اذهان عمومی یا نسبت دادن اتهامهای ناروا منتهی نشود، در واقع، هر چه دامنه انتشار یک سخن وسیعتر باشد، مسئولیت گوینده نیز سنگینتر میشود.
از همینرو، فعالان رسانهای و سیاسی باید میان مطالبهگری مشروع و تخریب غیرمسئولانه تمایز قائل شوند. رسانهای که به جای بررسی منصفانه عملکردها، بر طبل اتهام و بدبینی بکوبد، در مسیر تضعیف سرمایه اجتماعی حرکت کرده است. در مقابل، رسانهای که نقد را با استدلال، سند و انصاف همراه کند، میتواند به ارتقای اعتماد عمومی و اصلاح امور کمک کند.
این فراز از بیانات رهبر انقلاب، بهویژه در شرایطی که جامعه ایران با تنوع دیدگاهها و تفاوت رویکردها در حوزههای مختلف روبهرو است، حامل یک پیام روشن است: نقد، زمانی ارزشمند است که به اصلاح بینجامد، نه به تخریب و وحدت، زمانی پایدار میماند که نقد، در مسیر انصاف حرکت کند. این همان نقطه تعادل میان پویایی سیاسی و انسجام ملی است.
در نهایت، میتوان گفت پیام اصلی این بیان، دعوت به مطالبهگری مسئولانه است؛ مطالبهگریای که در آن مردم حق دارند نقد کنند، پرسش بپرسند و دغدغههای خود را مطرح سازند، اما در عین حال باید مراقب باشند که نقدشان به ظلم، بیعدالتی یا تضعیف اعتماد اجتماعی منجر نشود. بر این اساس، رهبر انقلاب با نگاهی توأمان پدرانه و راهبردی، هم از حق نقد دفاع کردهاند و هم بر ضرورت مراقبت از سرمایه وحدت و انسجام ملی تأکید ورزیدهاند.
نظر شما